همای اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار بر اندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق طلوع کند بود که پرتو نوری به بام ما افتد
ملوک را چون ره خاک بوسيدن نيست کی التفات مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبت شدخيال می بستم که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد
خيال زلف تو گفتا که جان وسيله مساز کزين شکار فراوان به دام ما افتد
به نا اميدی از اين در مرو بزن فالی بود که قرعه دولت به نام ما افتد
ز خاک کوی تو هر دم که دم زند حافظ نسيم گلشن جان در مشام ما افتد
سلام به همه دوستای خوبم,احوال شما؟ دوست دارم مثل همیشه شاد باشید.
حباب وار بر اندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق طلوع کند بود که پرتو نوری به بام ما افتد
ملوک را چون ره خاک بوسيدن نيست کی التفات مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبت شدخيال می بستم که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد
خيال زلف تو گفتا که جان وسيله مساز کزين شکار فراوان به دام ما افتد
به نا اميدی از اين در مرو بزن فالی بود که قرعه دولت به نام ما افتد
ز خاک کوی تو هر دم که دم زند حافظ نسيم گلشن جان در مشام ما افتد
سلام به همه دوستای خوبم,احوال شما؟ دوست دارم مثل همیشه شاد باشید.
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384ساعت 10:35  توسط سالی
|
