تبليغاتX
زندگی من

زندگی من

خوب امسال هم شد و من وارد ۴ سالگی از زندگيه مشترک شدم....منهای تموم شیرینیهایی که معمولاً توی روز سالروز ازدواج اتفّاق میافته .....شیرینترین سوال و جواب رو من از آقايی شنيدم:

_خوب خانمی بگو ببينم،چند سال ديگه مونده؟؟!؟!؟!؟

_من:

_جدی ميگم بگو ببينم؟!

_من:من والله نميدونم ...ولی فکر کنم يه ۱۱۷ سال ديگه مونده...چون اگر کلا ۱۲۰ سال باشه ما ۳ salesh رو طی کرديم

_خوب من حالا خيلی وقت دارم

_من:

valentine هم که جای خودش رو داشت، کلی کادو گرفتم...وقتی هم سر کار ازم پرسیدند...من هی اين رو نشون ميدادم،....اون رو نشون ميدادم...خيلی جالب بود....که تازه خيلی ها هم از گرونیه شب valentine مینالیدند و ميگفتند :نهههههههههه....... چون خيلی گرونه ما هيچ چی برای همسر مون نخریدیم...حالا سر فرصت.......تبريک هم نگفتیم که مثلا بگيم یادمون رفته(البته بعضی از همکارها.......... نه همه)

حالا نظرِ من....

خدا به همه يه سلامتی بده با يه قلب شاد و يه خيال راحت.......و اين حرفها و اين تبريک گفتنها هميشه و هميشه بمونه...مگه  :\"هميشه دوست دارم...هميشه به يادت هستم\"ارزشمندترین چيز ها نيستد؟!؟!؟
پس هميشه به فکر سرمایه گذاری باشيم...مگه نه؟!؟

خونواده گُلم....دوستهای گُلم....که همه و همه بهم تبريک گفتند...به يادم بودند...ممنون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 10:57  توسط سالی   |