منم که يه شنبه و يکشنبه خونه نبودم، آقايی اونجا دعوت بود منم به لطف دوست ها و دختر عموی گُلم اينجا همش دعوت بودم.
خيلی دلم براش تنگ شده، عجب سختیه ....ولی جالب که توی شهر احساس غریبی ندارم.خلاصه اين مدت ديگه شوینده ای نبود که من استفاده نکرده باشم، همه چيز تميز شده، تميز تراز قبل..
بعضی اوقات هم ميترسيدم شب ها بخوابم ،بعد به خودم ميگفتم نکنه از بوی اينا خفه بشم ...مجبور بودم چند دقيقه از وقت مبارک رو به باز گشایی درو پنجره بگذرونم...اين مدت يه سرما هم خوردم اساسی.
در راستای غافلگير کردن آقايی ،،،،من يکشنبه موهام رو های لایت کردم ....خوب شده..هر چند که حسابی رسيدگی می خواد تا مدلش معلوم بشه.....
ديگه چه کردم.............اهان من امروز تو بخشمون دوم شدم....برای چی؟
بخاطر موهام...نهههههههههههههههه
۲ هفته پيش از همه خواستند که يه logo طراحی کنند برای tshirt و طرح نفر برتر روی tshirt ها چاپ ميشه،....من هم ۳ تا طرح رو روش وقت گذا شتم و گذاشتمش تو مسابقه...
امروز هم اعلامِ نتايج بود.....
مسئول بخش يه سری از همه افراد رو اول صدا کرد به همه جا کليدی داد و از اينکه وقت گذاشتند تشکر کرد ---حالا من برام مهم نبود ولی وقتی ديدم توی اين جمع نيستم يه حس دو گانه بهم دست داد که چرا من رو نگفتند و بعد شايد اول شدم----
بعد رسيد به سوم ---ديگه لجم گرفته بود...بعد رسيد به من ---وای يه ذوقی ميکردم که نگو..خلاصه يه $۵۰ کارت بهم دادند که ميتونم از فروشگاه خود شرکت خريد کنم...خيلی مزه داد .
نفر اول هم کارش خيلی خوب بود که علاوه بر اينکه طرحش روی tshirt برای ۱ سال چاپ ميشه در ضمن يه کاپشن هم هديه گرفت.
خلاصه جالب بود.
۲ روز که برگشتم باشگاه، عجب هیکلی بهم زدم،...اگر يکی از شما که هنوز من رو نديد بيان extreme fitness سر sheppard من رو پيدا ميکنيد...
۵ شنبه مراسم ناهار داريم ، و همکارهای کار قبلیم رو هم شب ۵ شنبه می بينم ،روز جمعه هم ميخوام کادوی همکارهام رو بدم. اينم از اين،
مشتاقانه منتظرِ اقایی هستم ، ۱۲ روز ديگر ![]()
![]()
