تبليغاتX
زندگی من

زندگی من

Long time no see
شده حکایت من ، بابا عيد کجا ؟!؟!؟!؟بعدش چی شد؟

باور ميکنيد، که به غير از websit های مربوط به کار هيچ جا ديگه نرفتم، از همه کس بی خبرم بخدا، البته دست خیلی ها درد نکنه که لطف می کنند و با تلفنِ من روشرمنده ميکنند ، من کجا بودم بابااااااااااا؟!!؟!ا.

از ۱۳ به در که فقط چند تا عکس ميذارم که بدون شرح به بقيه ماجرا ÷ی خواهيد برد.


بعده اون هم که عروسیه دوستم بود، و چون بعده ۳ سال در کانادا بودن به عروسی ميرفتيم، با اين تغییرات مد با اين تغییرات سایز رو به افزایش...معلوم میشه که تا مدتی هم من و آقايی به دنبالِ لباس بوديم و کادو

بعدشم که ای خوش گذشت بهم، يک هفته سر کار نرفتم تو خونه از مهمونهام ÷ذیرایی کردم، که هر چقدر من مايه ميذاشتم اين هوای تورونتو آبروی ما رو برد.
خیلی خوش گذشت، خیلی .
حيف که کوتاه بود، ولی خوب مفيد مفيد، خیلی از جاهايی که مهمونهام بردم، خودم هم نديده بودم، اينجا بهترين websiti هستش که من توی اين مدت ازش استفاده کردم،http://www.toronto.com/attractions
،

ای رفتیم خرید، ای مزه ميداد، اونا اومده بودند vacation ، من هولم بر داشته بود، زودتر از اونا خريد ميکردم . و با دست پر میومدم بيرون.

چقدر خوراکی های ايرانی خريدم، من و آقايی تا اونجا که سعی داريم از خوراکی های مثل: سوهان ، کاک، شیرینی ايرانی، ÷شمک، باقلوا و زولبیا و بامیه ….جلوگيری ميکنيم،

ولی ای ما هم سويه استفاده کرديم، حالا بماند، که ما از سوغالیهایی چون شکلاتهای خوشمزه هم بهره مند شديم، ولی همه با هم يه مزه ديگه ميده به خدا، چقدر اين مدت من پلو درست کردم، آخه ما فقط ۱ يا ۲ روز در هفته برنج داریم، ولی هفته پيش غوغا کرديم، ۳ وعده غذا، صبحانه و يک وعده خونه، و يک وعده رستوران، ديگه خودمون رو کشتیم، هنوز خیلی از جاهای ديگه مونده بود که بريم ولی خوب همش نشد، وقت کم بود،
چقدر از St،louis خوششون آومد اين همه جا..اينا چسبیدند به اينجا ول کن هم نبودناااااااااااااااا.

بماند .....که خیلی خوش گذشت خدا کنه به داداشِ آقایی و خانمش هم خوش گذشته باشه.
خدا کنه باز هم برام مهمون بياد هر چند جام کوچیکه ولی باز هم خیلی خوبه، من دلم مهمون می خواهد بازههههههههههم.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 19:5  توسط سالی   |